چارلز داروین می گفت :
تکامل بر اساس انتخاب طبیعی بوده یعنی مثلا علت بلند بودن گردن زرافه ها این
بوده که از اول دو جور زرافه وجود داشته یکی گردن کوتاه و یکی گردن بلند . گردن
کوتاه ها مردند و نسلشون منقرض شد چون قدشون به شاخه های بلند درختها نمی رسید ولی
اونهایی که گردن دراز داشتند موفق تر از کوتوله ها غذا خوردند و نسلشون
پایدار تر و غالب باقی ماند .
ولی لامارک عقیده دیگه ای داشت :
او می گفت تکامل
بر اساس نیاز به تغییرات وسازگاری با آنها اتفاق افتاده : مثلا " اجداد اولیه
زرافه ها در ابتدا نیازی به گردنهای بلند نداشتند چرا که در اون زمان غذای
اونها رو عمدتا بوته ها و درختچه ها تامین می کرد ولی به مرور زمان که این منابع
غذایی تمام شدند ، ( دوره ای از تاریخ زمین شناسی که عمدتا پوشش گیاهی را جنگلها
تشکیل می داد ) دیگه گردن های کوتاه برای غذا خوردن از شاخه های بلند مناسب
نبودند در اینجا بر حسب نیاز در طی هزاران سال گردنها بلند و بلند تر شد .
اما به
تازه گی دانشمندان علوم ژنتیک مولکولی به حقایقی دست یافتند که نظریه های تکاملی
سنتی رو به چالش می کشید و اون مبحثی بود تحت عنوان حافظه های ژنتیک یا DNA
Memories
به طور ساده این نظریه عنوان می کند که تغییرات محیطی مثلا
نحوه زندگی ، نوع تغذیه ، آب و هوا و یا هر تغییرات روز مره ، قادرند
درساختار DNA موجودات تاثیر تکاملی خود را به صورت تغییرات توالیها
، جهشها و یا نوترکیبی ، به ثبت برسانند . به عبارت دیگر اگر بتوانیم الگوی
این تغییرات را بررسی و رمز گشایی کنیم می توانیم از گذشته هر موجود زنده و نحوه
تکاملش گزارشی مفصل و جامع به دست بیاریم . بعضی از دانشمندان پا را از این هم
فراتر گذاشته اند و ادعا می کنند که حتی می شود خاطرات یک فرد در طول زندگی اش را
با رمز گشایی این الگو ها به دست آورد یعنی آنها معتقدند که هر خاطره یا حادثه و
اتفاق در زندگی ما در DNA سلولهایمان ثبت و ضبط میشود . ( شاید
چیزی شبیه به کارنامه زندگی در قیامت ).
بنابراین آیا نمی توان
گفت که پدیده سازگاری
ژنتیک به وجود آمده توسط تغییر شرایط
محیطی مستند تر از روند انتخاب طبیعی
است ؟
به نظر شما لامارک درست تر می گفته یا داروین ؟