خون چیست ؟
اجزا خون
خون بافت مايعی است که عوامل شيميايی گوناگون و فراوانی در آن محلول بوده و ميليون ها سلول مختلف درآن وجود دارند. بخش مايع خون را " پلاسما " و بخش ديگر آنرا" عناصر سلولی " خون می نامند.
الف. عناصر سلولی
عناصر سلولی خون از 3 گروه اصلی تشکيل شده اند:
- گويچه های سرخ
- گويچه های سفيد
- و پلاکت ها
برای آنکه تصوری از تعداد خارق العاده اين سلولها در خون بدست آوريد، تنها کافی است اشاره کنيم در هر ميلی متر مکعب از خون که چیزی معادل يک قطره خون می باشد، تقريباً 5 ميليون گويچه سرخ، 7500 گويچه سفيد و 300 هزار پلاکت وجود دارد.
الف. 1. گويچه های سرخ
گويچه های سرخ بالغ، سلولهايی هستند که از دو طرف مقعر بوده و در مشاهده مرکزشان نازک و کناره هايشان ضخيم تر است. کار اصلی آنها انتقال اکسيژن از ششها به سلولهای بدن برای استفاده سلولها و برداشت دی اکسيد کربن از سلولها و حمل آنها به شش ها برای دفع به محيط خارج از بدن می باشد. اين کار به کمک نوعی رنگدانه قرمز رنگ بنام هموگلوبين که در درون گويچه های سرخ قرار دارد، صورت می گيرد. خون رنگ اسطوره ای خود را مديون هموگلوبين است. شکل بخصوص گويچه ها همراه با فراوانی تعداد آنها باعث افزايش سطح نقل و انتقال اکسيژن و دی اکسيد کربن می شود به گونه ای که وسعت ناحيه تبادل را از وسعت يک زمين فوتبال نيز فراترمي برد.
الف. 2. گويچه های سفيد
گويچه های سفيد به دو گروه تقسيم می شوند ؛ گويچه های سفيد دانه دار شامل نوتروفيل ها-ائوزينوفيل ها, بازوفيل ها و گويچه های سفيد بدون دانه شامل لنفوسيت ها و منوسيت ها.
اهميت کار گويچه های سفيد در بدن، کمتر از گويچه های سرخ نيست. آنها به شيوه های گوناگونی در برابر حمله موجودات ذره بينی به بافتها و يا به جريان خون، از بدن دفاع می کنند. برای نمونه نوتروفيل ها و منوسيت ها ميکروبها را بلعيده و سپس آنها را هضم می کنند که به اين عمل فاگوسيتوز يا ذره خواری می گويند و لنفوسيت های نوع B هنگام ورود ميکروبها به بدن شروع به توليد فعال آنتي بادي اختصاصی ضد آن ميکروبها می نمايند تا بدن را نسبت به بيماريهای عفونی خاص ايمن سازند.
الف. 3. پلاکت ها
بدون شک شما در طول زندگی خود پيشامدهای کوچک و بزرگ زيادی را که باعث ايجاد خراشيدگی يا بريدگی روی پوست بدنتان شده است تجربه کرده ايد و چه بسا بسياری از آنها را از ياد برده ايد. آسيب ايجاد می شود، خونريزی رخ می دهد و کمی بعد خون بند می آيد. ولی چگونه خون بند می آيد؟ و آيا می دانيد همين بند آمدن ساده خون يا به اصطلاح انعقاد خون، بارها و بارها جان شما را از مرگ حتمی نجات بخشيده است ؟
پلاکت ها که سومين گروه اصلی سلولهای خونی را تشکيل می دهند در واقع سلول های کوچکی هستند که در عمل انعقادخون شرکت می کنند. پس ازايجاد يک ضايعه خونريزی دهنده، پيش از هر چيز، پلاکت ها در نقطه آسيب ديده، حالت چسبنده به خود گرفته و شروع به تجمع می کنند و به زودی يک صفحه پلاکتی نرم اما موقت برای مسدود کردن محل خونريزی، درست می کنند. ولی برای پايا شدن انعقاد خون به چيز بيشتری نياز داريم ؛ همزمان با اتفاقات بالا، فاکتورهای انعقادی خاصی به درون پلاسما آزاد می گردند که در نهايت با فعال کردن فيبرينوژن و ساير فاکتورهای انعقادی غير فعال و از قبل آماده موجود در درون پلاسما، ژل فيبروزی ويژه ای بنام " فيبرين " را شکل می دهند و به اين ترتيب عمل انعقاد خون کامل می شود.
در اينجا به طرح يک پرسش جالب می پردازيم. استفاده از يک تکه گاز باعث تسريع بند آمدن خون می گردد. آيا می توانيد حدس بزنيد، چرا ؟....... بله. حدس شما درست است. در واقع ناهمواری های اندک سطح گاز، باعث افزايش تجمع پلاکت ها و افزايش آزاد سازی فاکتورهای انعقادی اضافی و به دنبال آن تسريع روند انعقاد می گردد.
ب. پلاسما
پلاسما، مايعی است به رنگ زرد کهربايی که از آب و مواد گوناگون محلول در آن تشکيل يافته است. بيشتر مواد شيميايی لازم برای زنده ماندن سلولها، در پلاسما حل شده اند ؛ مانند : غذا، اکسيژن و املاح که همگی آنها ناگزير بايد از راه خون به سلولها رسانده شوند. مواد زائد توليد شده در سلولها نيز برای دفع از طريق پلاسما به اندام های دفعی منتقل مي شوند. هورمون ها، عوامل شيميايی تنظيم کننده و عوامل انعقادی نيز در پلاسما محلول می باشند.
فراوانترين ماده حل شده در پلاسما را گروهی از پروتئين های پلاسما شامل آلبومين ها و گلوبولين ها تشکيل می دهند. آلبومين ها به افزايش قوام خون کمک می کنند و گلوبولين ها باعث دفاع بدن در برابر عفونت ها مي شوند و فيبرينوژن يک عامل ضروری در روند انعقاد خون می باشد.
حجم خون
بسياری از مردم در باره اينکه آنها واقعاً چه ميزان خون در بدن خود دارند، کنجکاو بنظر می رسند. در واقع، حجم خون بدن درست مانند وزن بدن، از فردی به فردی ديگر متفاوت است و مقدار آن تا حدود زيادی به بزرگی جثه و جنسيت بستگی دارد. يک فرد با جثه بزرگ بيشتر از فردی با جثه کوچک و يک مرد بيشتر از يک زن خون دارد. اما رويهم رفته، می توان گفت بيشتر بزرگسالان حدوداً بين 4 تا 6 ليتر خون دارند.
عمر سلولهای خونی
گويچه های سرخ فقط تا 4 ماه عمر می کنند و عمر گويچه های سفيد از اين هم کوتاه تر است. در واقع دامنه عمر گويچه های سفيد خيلی متفاوت است: از حدود چند روز برای انواع دانه دار تا بيش از 6 ماه برای انواع غير دانه دار. واقعيت آنست که گويچه های سرخ، گويچه های سفيد و پلاکت ها پيوسته در حال از بين رفتن هستند و بدن ناچار است با سرعتی حيرت آور، سلولهای جديدی را برای جايگزينی آنها بسازد. بنا براين تعجبی ندارد اگر بگوئيم در بدن انسان در هر ثانيه ميليون ها گويچه سرخ ساخته می شوند. بيشتر سلول های خونی در مغز استخوان ساخته می شوند ولی بعضی از آنها مانند لنفوسيت ها و منوسيت ها بيشتر در بافتهای لنفاتيک توليد می شوند.
گروههای خونی
گروههای خونی بر حسب وجود پادگن های ويژه روی گويچه های سرخ شناخته می شوند. پادگن يا آنتی ژن ماده ايست که می تواند بدن را برای ساخت پادتن تحريک نمايد. تقريباً تمامی موادی که به شکل آنتی ژن عمل می کنند، پروتئين های خارجی ای هستند که از راه عفونت، تزريق و يا روش های ديگر وارد بدن می شوند. پادتن يا آنتی بادی ماده ايست که در پاسخ به تحريک يک آنتی ژن در بدن ساخته شده و با آن واکنش نشان می دهد. اين واکنش در بسياری از موارد به گونه ايست که باعث به هم چسبيدن آن آنتی ژنها در دسته جات کوچک می گردند.
سيستم ABO
در اين سيستم گويچه های سرخ افراد بر اساس وجود يا عدم وجود آنتی ژن های ويژه ای بر روی سطح آنها در 4 گروه قرار می گيرند:A , B , AB ,O.
فرض کنيد گروه خون شما A است. در اين صورت بر روی غشا گويچه های سرخ خون شما آنتی ژن خاصی بنام آنتی ژن A وجود دارد. اين آنتی ژن از زمان تولد روی اين سلولها وجود داشته و به همين دليل بدن شما آنتي بادي بر ضد آن نساخته است. ممکنست گروه خون برادر شما B باشد. اين بدان معناست که بر روی غشا گويچه های سرخ خون او ؛ آنتی ژن خاصی بنام آنتی ژن B وجود دارد. به همين دليل بدن او پادتنی بر ضد آن نمی سازد.
اما بدن شما چطور؟ بدن شما آنتی ژن B ندارد. پس در صورت روبرو شدن با آن , بر ضد آن آنتي بادي خواهد ساخت. بعد از تولد احتمالاً مواد آنتی ژنيکی که شباهت زيادی به آنتی ژن نوع B دارند از راههای مختلفی وارد بدن شما شده اند و بدن شما آنتي بادي ضد آنتی ژن B را ساخته است و به اين ترتيب بصورت طبيعی در پلاسمای خون شما ضد B بوجود آمده است.
به طور خلاصه بايد گفت : در گروه خونی A گويچه های سرخ حاوی آنتی ژن A و پلاسما حاوی آنتی بادی ضد B است. در گروه خونی B گويچه های سرخ حاوی آنتی ژن B و پلاسما حاوی آنتی بادی ضد Aاست. در گروه خونی AB گويچه های سرخ هم دارای آنتی ژن A و هم دارای آنتی ژن B هستند و پلاسما فاقد آنتی بادی است. در گروه خونی O گويچه های سرخ هيچيک از آنتی ژن های A و B را ندارند و پلاسما حاوی آنتی بادی ضد هر دوی آنها است.
سيستم RH
شايد شما بارها اين اصطلاح را شنيده باشيد : خون Rh مثبت. اين به چه معناست ؟ گويچه های سرخ جدای از آنتی ژن های A , B می توانند همزمان آنتی ژن ديگری را نيز روی سطح غشای خود داشته باشند. چنين گويچه سرخی Rh مثبت ناميده می شود و اگر گويچه های سرخ فاقد چنين آنتی ژنی باشند، گويچه های سرخ Rh منفی ناميده می شوند. (نام Rh از دو حرف ابتدايی نام نوعی ميمونRhesus که اين آنتی ژن خاص نخستين بار در خون اين حيوان کشف شد، انتخاب شده است.)
گويچه های سرخ فردی با گروه خونی " AB مثبت " حاوی هر 3 آنتی ژن A , B , Rh بوده و گويچه های سرخ شخصی با گروه خونی " O منفی " هيچيک از اين آنتی ژنها را ندارند. فردی که Rh منفی است در صورتی که با اين آنتی ژن برخورد کند، بدنش بر ضد آن آنتي بادي می سازد. ولی بر خلاف آنتی ژن هایA و B، اين آنتی ژن فقط از راه خون به بدن معرفی می شود و آنتی ژن مشابه در طبيعت ندارد. بنابراين بخودی خود، پلاسمای اين افراد Rh منفی، آنتي بادي آن را نمی سازند مگر آنکه اين آنتی ژن قبلاً از راه انتقال خون (و يا در مادران باردار از راه خون جنين Rh مثبت ) به بدنشان وارد شده باشد. اکنون پلاسمای اين فرد Rh منفی، آنتي بادي ضد Rh ساخته است. با تزريق خون Rh مثبت بعدی چه اتفاقی می افتد ؟ گويچه های سرخ تزريق شده با آنتي بادي موجود، واکنش نشان داده و پس از تجمع نابود می شوند و علاوه بر بی فايده بودن، آسیب های متعدد جدی ای را متوجه بيمار خواهند کرد.
آنتي بادي های غير منتظره
ممکنست آنتي بادي های کمياب ديگری هم علاوه بر آنتي بادي هاي ضد گروه هاي خوني ABO و Rh، در سرم افراد مختلف وجود داشته باشند. اين آنتي باد ها بر ضد آنتی ژن های نايابی که ممکنست روی سطح گويچه های سرخ پراکنده باشند، ساخته شده اند. مانند گروههای Kell، دافی و......... . با آنکه اغلب، ما انتظار نداريم در سرم افراد، چنين آنتی بادی هايی را مشاهده کنيم، با اين حال وجود آنها به نوبه خود واجد اهميت هستند. به همين دليل زمانی که دستور تزريق خون داده می شود و خون بيمار تعيين گروه می شود، سرم او نيز از لحاظ وجود آنتي باد های غير منتظره بر ضد آنتی ژن های گويچه های سرخ دهنده، آزمايش می شود. گويچه های سرخ دهنده به سرم بيمار گيرنده خون نزديک می شوند، در صورت ايجاد واکنش ( به هم چسبيدگی و يا انهدام سلولها ) از تزريق آن خودداری می شود. به اين آزمايش " کراس مچ " می گويند.
اهمیت گروه های خونی
اهميت گروه های خونی زمانی مشخص می شود که فرد نياز به تزريق خون پيدا کند و مجبور شويم به بدن او خون تزريق کنيم. دراين صورت اگر گويچه های سرخ دهنده، آنتی ژنی داشته باشد که در پلاسمای گيرنده , آنتي بادي ضد آن وجود داشته باشد، اين گويچه ها پس از تزريق، به سرعت به هم چسبيده و نابود می شوند و علاوه بر عدم کارآيی، باعث ايجاد عوارض شديد و يا حتی مرگ گيرنده خواهند شد.
گويچه های سرخ گروه خونی O هيچ آنتی ژنی ندارند و بنابراين در مواقع اضطراری می توان خون گروه Oرا به هر گروه خونی ديگری تزريق نمود. (دهنده عمومی) در يک حادثه منجر به خونريزی شديد، زمان بسيار مهم است و گاه نبايد منتظر پيدا کردن خون هم گروه ماند (و گاهی چه بسا جايز نيست حتی برای تعيين گروه خونی خود مصدوم نيز وقت را تلف کرد) در اين گونه موارد، در دسترس بودن خون گروه O می تواند تنها راه نجات باشد.از طرفی ديگر فردی با گروه خونی AB می تواند در مواقع ااضطراری با خيالی آسوده از همه گروه های خونی ديگر , خون دريافت کند (گيرنده عمومی) ؛ زيرا پلاسمای گروه خونی ABبر ضد هيچيک از گروه های خونی ديگر آنتي بادي ندارد. با همه اينها، در شرايط عادی، تمامی خونهايی را که برای تزريق بکار می بريم بايد با خون گيرنده آن، هم گروه باشد و علاوه بر آن آزمايش سازگاری (کراس مچ) نيز برای آنها انجام شده باشد.