زن، مرد؛ تفاوت ها(2)
1- مقدمه
در بخش اول مقاله، تفاوتهای زن و مرد و دیدگاههای مختلف در این موضوع
مورد بحث قرار گرفت و بیان شد که توجه به تفاوتهای زن و مرد مساله مهم و
کلیدی در روابط زن و مرد و برنامهریزیهای اجتماعی است. در بخش دوم، به
بررسی ادله اثبات تفاوتهای زن و مرد و نیز آثار بیتوجهی به تفاوتهای زن و
مرد پرداخته و بایستههای این موضوع را مورد توجه قرار میدهیم.
2- ادله اثبات تفاوتها
از آنجا كه وجود تفاوت ميان زن و مرد در احكام و آموزههاي ديني، از
ضروريات شريعت اسلام ميباشد و هيچكس در اصل وجود اين تفاوتها ترديد ندارد
و صرفاً در ميزان و دامنۀ اين تفاوتها بحث است، لذا در اين بخش بحث از
تفاوتهاي تشريعي نشده و بر تفاوتهاي تكويني تكيه ميشود. و به اثبات اين
نكته پرداخته ميشود كه آيا تفاوتهاي تكويني، واقعيتي خارجي دارد و منشأ
آن طبيعت است و يا امري موهوم و ساختۀ فرهنگ و تربيت اجتماعي است؟
بدين منظور به بررسي اين مطلب از منظر علوم اجتماعي و منابع ديني،
ميپردازيم. البته وجود انبوه عقلاي معتقد به تفاوتها، ميتواند مؤيدي بر
سيرۀ عقلا در پذيرش تفاوتها باشد.[1]
1-2 : علوم اجتماعي و دانشهاي بشري:
همانگونه كه گفته شد، شاخههاي مختلفي از علوم اجتماعي بحث از تفاوتهاي
زن و مرد را از زاويههاي مختلف، در كانون توجه خود قرار دادهاند. نتايج
تحقيقات و آراي انديشمندان علوم تجربي چنين بود كه تا اوايل قرن هفدهم،
وجود تفاوتهاي طبيعي ميان زن و مرد، مورد تفاهم و اتفاق بود و كم كم از
قرن هفدهم، تمايزهاي تكويني، مورد ترديد قرار گرفت.[2] اين اختلافات در قرن هجدهم شدت گرفت.[3]
تا اينكه در اواخر قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم، فلاسفۀ مكتب رمانتيسم، به
برجسته سازي تفاوتهاي زن و مرد پرداختند و آنها را برخاسته از تفاوتهای
زيستي دانستند.
در قرن نوزدهم و نيمه اول قرن بيستم، بررسيهاي علمي غالباً تفاوتها را
تأييد ميكرد ولي با استفاده از آزمايشات، تلاش ميكردند تا خاستگاه
تفاوتهاي رواني را در محيط و اجتماع جستجو كنند. پس از طرح نظريه داروين،
پژوهشهاي بيشتري در اثبات تفاوتهاي تكويني انجام شد كه همزمان با پيشرفت
علم و رواج تكنولوژيهاي دقيق در عكسبرداري از مغز، شتاب بيشتري گرفت و
يافتههاي جديد، بطلان نظر كساني كه قائل بودند اين تفاوتها، خاستگاهي غير
طبيعي دارد، بيش از پيش روشن نمود. اثبات طبيعي بودن تفاوتها و نقش عوامل
زيستي همچون هورمونها در بوجود آمدن آنها، موجب گرديد كه از آن پس،
مخالفين تفاوتهاي طبيعي از جمله فمينيستها، از انكار طبيعي بودن آنها
ناكام بمانند و تلاش خود را در حوزههاي ديگر معطوف نمايند.[4]چنانكه هر روزه، آثار متنوعي در خصوص يافتههاي جديد علوم اجتماعي پيرامون تفاوتهاي طبيعي زن و مرد منتشر ميشود.
2-2 : ادله ديني
جداي از بحث تفاوتهاي تكويني، وجود تفاوتهاي فراوان در احكام تشريعي
ميان زن و مرد از ضروريات دين است. چنانكه آيات و روايات متعددي به
تفاوتهايي همچون تمايز وظايف و تكاليف در حجاب، پوشش، مهريه، نفقه، چند
همسری، طلاق، سلسله مراتب و وظايف در زندگي زناشويي، ارث، شهادت، حج، نماز،
روزه، غسل و... اشاره دارند.[5]
بدون شك، وجود اين تفاوتهاي انكار ناپذير، ناشي از هدفمندي و طرح ريزي
خالق حكيم هستي است كه در تدبير خلقت، در متن تكوين و طبيعت، ابزار لازم به
منظور دستيابي به هدف غايي را در دسترس زن و مرد قرار داده است. از سوي
ديگر، تشريع - يعني مجموعه معارف و مقررات الهي- چراغ راهنمايي است كه راه
به كارگيري استعدادهاي طبيعي براي نيل به مقصود را پيش روي انسان قرار
ميدهد. چون تكوين بستر و مجراي تشريع است و هر دو در راستاي يك هدف بوجود
آمدهاند، به ناچار با هم متناسب و هم جهتند؛[6]
لذا تكوين با تشريع، در هماهنگ و تناسب كامل است. در نتيجه، از وجود
تفاوتهاي تشريعي ميتوان به وجود تفاوتهاي تكويني كه عامل اختلاف در
احكام و وظايف است پي برد. در واقع از وجود معلول (وجود احكام متفاوت) و
ضميمه كردن مقدماتي همچون هدفمندي خلقت و تناسب تكوين و تشريع، ميتوان به
وجود علت (تفاوت در ويژگيهاي تكويني) پي برد. ممكن است بتوان برعكس اين
مطلب را نيز گفت. يعني اغراض مختلف شارع مقدس از خلقت دو جنس موجب شده است
كه انتظارات مختلفي از آنان داشته باشد و احكام شرعي متمايزي را براي رسيدن
به كمال مطلوب وضع كند. انجام اين احكام نيازمند تجهيز آنان به ويژگيهاي
تكويني متفاوت است. در آموزههاي ديني فراواني، به اين ويژگيها و
تفاوتهاي تكويني اشاره شده است كه به اجمال، به آنها اشاره ميگردد:
1-2-2 : تفاوتهاي جسمي در متون ديني
در روايات، با استفاده از الفاظي همچون ضعيفات القوي، گل لطيف، ريحانه و
نيز با تحريك به مدارا و واگذار نکردن مسئوليتهاي سنگين جسمی به زنان،
تفاوتهاي جسمي زن و مرد، مورد اشاره قرار گرفته است.[7]
2-2-2 : تفاوتهاي روحي و رواني در متون ديني
· تفاوت در گرايش به زينت:
اصل گرايش به زينت، امري فطري است و مورد سفارش آيات و روايات متعددي است.[8] البته گر چه زن و مرد در گرايش به زينت با يكديگر مساوي هستند، اما گرايش و تمايل زنان به زيور و زينت بسيار بيشتر از مردان است.[9] اسلام نيز ضمن توجه به اين تفاوت در ميزان تمايل، استفاده از برخي زينتها را براي زنان جايز و براي مردان حرام نموده است.
· حيا
در آموزههاي روايي فراواني، ميتوان به تفاوت زن و مرد در «حيا» و فزوني
اين ويژگي در زنان نسبت به مردان پي برد. در اين روايات بر خاستگاه طبيعي
حيا و همراه بودن آن با زن، از بدو خلقت اشاره شده است.[10] همچنين كم حيايي امري ناپسند شمرده شده[11] و از خصوصيات آخرالزمان، كاهش حيا در زنان دانسته شده است.[12]
· تفاوت در ادراك
يكي از بحثهاي پردامنه در ميان انديشمندان ديني معاصر، بحث از تفاوت زن و مرد در قوۀ عقل و ادراك است.[13] در اين خصوص سه ديدگاه قابل تصور است كه براي بررسي دقيق آنها، نياز به فرصت مناسبتري است.[14]
آنچه قطعي است، وجود خاستگاه طبيعي براي تفاوت عقلي ميان زن و مرد است.
اگر ادراك را به معناي پاسخ گزينشي هر فرد به محركهاي بسياري كه در هر
لحظه با آن روبرو است بدانيم، زنان از ميان محركهاي مختلف، آنچه را با
احساسات و عواطف سرشار آنان تناسب بيشتري دارد را برميگزينند.[15]
· خويشتنداري و صبر در مسايل جنسي
از مشاهده برخي روايات ميتوان، افزون بودن صبر در زنان نسبت به مردان در
روابط جنسي را اثبات نمود. وجود اين ويژگي در زنان سبب شده است كه زنان با
داشتن شهوت بيشتر و نيروي جسمي كمتر، در برابر ميل جنسي مقاوم باشند و نبود
صبر در مردان، با وجود شهوت كمتر و قدرت جسمي بيشتر، آنان را در برابر
شهوت جنسي ضعيفتر گردانيده است.[16]
· آرامش بخشي
گر چه كانون خانواده، محلي براي كسب آرامش براي زن و مرد است، ولي بررسي
روايات نشان ميدهد كه سهم زنان در آرامش بخشي، بيش از مردان میباشد.[17]
پرخاشگري جنس نر علاوه بر اينكه در ميان حيوانات قابل مشاهده است، در
مقايسه رفتار كودك پسر با كودك دختر از همان طفوليت نيز قابل رؤيت است.
· غيرت
در
آموزههاي ديني بر تفاوت زن و مرد در غيرت ورزي تاكيد شده و بر مبناي
طبيعي آن صحه گذارده شده است. در روايات به اختصاص غيرت به مردان اشاره شده
است.[18]
· عاطفه ورزي، ديگر خواهي و تأثير پذيري
گرچه نگارنده آيه و روايتي كه به طور صریح از اين ويژگيها در زنان سخن
گفته باشد، نيافته است وليكن علما و انديشمندان متعددي از مضمون تعدادي از
آيات و روايات، اين خصوصيات را احصاء و بيان كردهاند:[19]
به
تعبير شهيد مطهري، اين يكي از تدابير حكيمانه و شاهكارهاي خلقت است كه در
غريزه مرد، نياز و طلب و در غريزه زن، ناز و جلوهگری قرار داده است.[20] لذا خلقت هدفمند، مرد را مظهر طلب و عشق، و زن را مظهر محبوبيت و معشوقيت قرار داده است.[21]
خواست فطري زن اين است كه ديگران دوستش بدارند و به او مهر بورزند؛ در
حالي كه مرد طبعاً ميخواهد كه ديگران را دوست بدارد و به آنان مهر
بورزد...زن در جستجوي محب است و مرد به دنبال محبوب.[22]
اين احساسات و عواطف موجب شده كه جنس مونث، تأثير پذيرتر از جنس مذكر باشد.
3- حكمت تفاوتها و آثار بي توجهي به آنها
راز تفاوت بين زن و مرد در استعدادها و قواي مختلف، آن است كه انسان
موجودي طبيعتاً اجتماعي است و نميتواند امور خود را به تنهايي انجام دهد
و نيازمند برقراري ارتباط با ديگران است. خداوند به واسطۀ اين تفاوتها،
زمينۀ ايجاد پيوند را برقرار كرده است. لذا در تفكر اسلامي، ارتقاي هر يك
از اعضاي خانواده و اجتماع، تا حدود زيادي در گرو ارتقاي اعضاي ديگر است.
از اين رو، افراد يك جامعه از جمله مرد و زن، كمال خود را در كمال ساير
افراد ميدانند.[23]
اين حسّ نياز متقابل، موجب ايجاد پيوند متقابل در قالب احساس نياز به مكمل
میشود که در گرو رفع نواقص خويش در تعامل با فرد ديگر است.
البته هدف خداوند از خلقت زن و مرد يك چيز است، ولي براي رسيدن به اين
هدف، مسيرها، استعدادها و ظرفيتهاي متفاوتي را در زن و مرد قرار داده است.
در واقع نقشهايي كه طبيعت بر عهده مرد و زن گذاشته متفاوت است و الزاماً
بايد ابزار ايفاي اين نقشها را در اختيار او گذارد. وجود تفاوتها یاریگر
هر یک از دو جنس در انجام وظایف و نقشهاست. به همین جهت در روایات، جهاد
مردان، بذل مال و جان در راه خدا و جهاد زنان، شوهر داري نيكو و صبر بر
بدخلقي همسر ميباشد.[24]
تشريع نيز كاملاً متناسب با اين تفاوتهاي تكويني است. به گونهاي كه
خداوند بر اساس هدفمندي، به منظور نيل به غايات آفرينش، تفاوتهايي ميان زن
و مرد قرار داده و استعدادها و تواناييهايي متناسب با مسئوليتها و وظايف
به آنها عطا كرده و قوانين خويش را به منظور هموار ساختن راه دستيابي به
غايتهاي آفرينش تنظيم نموده و در تمام اين قوانين، وضع مقررات را با لحاظ
تفاوتها طرح ريزي كرده است.[25]
به طور خلاصه ميتوان گفت راز تفاوتها، تشكيل نظام خانوادگي و حفظ پيوندهاي اجتماعي از طريق احساس نياز دو جنس به يكديگر است.
بايد
توجه داشت كه بسياري از مشكلات موجود جامعه بشري، مولود انحطاط خانواده
است و يكي از عوامل مهم تضعيف خانواده، بي توجهي به تفاوتها و كنار گذاشتن
نقشهايي است كه هر يك از اعضاي خانواده ميبايست متناسب با ويژگيها و
استعدادهاي خود انجام دهند. در واقع، اقتضاي بي توجهي به استعدادها و
تمايزات آن است كه طرح ريزي حكيمانۀ خالق هستي براي سعادت بشري مورد بي
توجهي قرار گرفته و با از ميان رفتن احساس نقص و كمبود در هر يك از دو جنس،
جذابيت آنان براي يكديگر كاهش يابد.[26]
از ديگر نتايج بي تفاوتي به تمايزات و تلاش در صدد تغيير آنها اين است كه
نظام آموزش و پرورش، نسبت به اين تفاوتها حساس نبوده و براي هر دو جنس، از
محتوا و روش آموزشي يكسان بهره ميگيرد. نتيجۀ اين عدم حساسيت اين است كه
مردان براي انجام مسئوليتهاي خود در سرپرستي خانواده، هيچ آموزش و مهارتي
را فرا نميگيرند و زنان نيز نميآموزند كه چگونه ميتوانند نقش مادري و
همسري را به درستي ايفا كنند.[27]
آنها اصولاً نميتوانند هضم كنند كه در خانواده، سلسله مراتب طولي برقرار
بوده و جايگاه پدر، مادر و فرزندان متفاوت و هر يك از آنان، نقش ويژه و
متمايزي بر عهده دارد. حاصل آن چيزي جز افزايش خصومتهاي خانوادگي، طلاق و
از هم پاشيدگي خانواده نخواهد بود. پدر از زير بار مسئوليت خويش شانه خالي
كرده و مادر، اشتغال تمام وقت خويش را نسبت به تربيت فرزند در اولويت قرار
ميدهد.[28]
فرزندان نيز حاضر به اطاعت از پدر و مادر نبوده و به بهانۀ استقلال طلبي،
هرگونه نظارت و كنترل پدر و مادر بر رفتار خويش را برنميتابند.
از سوي ديگر، زن و مردي كه با فلسفه و حكمت تفاوتها آشنا نباشند، وجود
اين تفاوتها را نشانۀ تبعيض و ظلم در شريعت اسلام دانسته و از آموزههاي
ديني ابراز نارضايتي ميكنند. چنين ميشود كه ارزشهاي مردانه اصل قرار
گرفته و زنان در اعتراض به شريعت، مسابقه مردانه شدن را با سرعت و اشتياق
برگزار ميكنند.[29]
همچنين بي توجهي به هويت جنسي و تفاوتها، از عوامل فزوني بيماريهاي
رواني و جنسي در عصر حاضر و كاهش آرامش و افزايش خشونت در خانواده و جامعه
است.
4- نتیجهگیری
حال كه پذيرفته شد وجود تفاوتها امري مسجّل و حتمي است و آموزههاي ديني
نيز نسبت به تفاوتها حساس ميباشند، توجه به اين نكته ضروري است كه
تفاوتها ميبايست در شئون مختلف حيات فردي و اجتماعي مدنظر افراد جامعه و
نيز تصميم گيران و تصميم سازان اجتماعي قرار گيرد. براي تحقق اين امر،
ابتدا ميبايست فراتر از لقلقههاي زباني، خداوند را در جايگاه بايسته و
شايسته خويش قرار داده و به حكيمانه و احسن بودن نظام خلقت ايمان بياوريم.
سپس تفاوتهاي طبيعي زن و مرد را شناخته و به جستجوي انتظارات و اغراض الهي
از قرار دادن اين تفاوتها برويم. پس از شناخت اهداف و ارزشهاي هر يك از
اين ويژگيها و استعدادها، وظايف و نقشهايي كه شريعت متناسب با اين
تمايزات تكويني، بر عهدۀ هر يك از زن و مرد قرار داده است را از آموزههاي
ديني استخراج كنيم. در گام بعدي، هر يك از زن و مرد، ضمن احترام به نقشهاي
جنس مقابل، وجهه همت خويش را بر روي انجام وظايف و نقشهاي خويش گذارده و
انجام آنها را در راستاي كمال معنوي و عمل به طرح ريزي حكيمانۀ الهي براي
سعادت دنيا و آخرت خويش بداند.
جامعه و حكومت نيز ميبايست در برنامهريزيها و سياستگذاريها، خصوصاً در
نظام آموزشي، توجه به تفاوتها و مهيا كردن هر يك از دو جنس براي انجام
نقشها و مسئوليتهاي خويش را در سرلوحۀ فعاليتهاي خود قرار دهد. اصلاح
الگوي مشاركت اجتماعي و اشتغال زنان و اصلاح سيستمها حمايتي نظام از زن و
خانواده، از ديگر الزامات و بايستههاي حكومت است.
مطالب مرتبط:
فهرست منابع
1) بورك، رابرت.اچ؛ ليبراليسم مدرن در سراشيبي به سوي گومورا،
2)
پيس، آلن و باربارا؛ چرا مردان به حرف زنان گوش نميدهند و چرا زنان زياد
حرف ميزنند و بد پارك ميكنند، ترجمه محسن جده دوست و آذر محمودي، تهران،
فصل سبز، 1382.
3) جمعي از نويسندگان؛ جستاري در هستي شناسي زن، چاپ 5، قم، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1385.
4) جوادي آملي، عبدالله، زن در آئينه جلال و جمال، چاپ 10، قم، اسراء، 1384.
5) جيمز، سوزان؛ «فمينيسم».
6) حر عاملي، محمد بن حسن؛ وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1416 ق.
7) خويي، ابوالقاسم؛ معجم رجال الحديث، قم، مدينه العلم، 1409 ق.
8)
دموس، نانسيلي؛ دروغهايي كه زنان باور ميكنند و حقايقي كه آنها را آزاد
ميسازد، ترجمه و تلخيص پريسا پور علمداري، چاپ اول، قم، نهاد نمايندگي
مقام معظم رهبري در دانشگاهها، 1387.
9) ديلمي، حسن بن ابي الحسن؛ ارشاد القلوب، دارالشريف الرضي للنشر، 1412 ق.
10) زيبايي نژاد، محمدرضا و محمدتقي سبحاني؛ درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، چاپ 3، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1385.
11) سروري، حسين؛ روانشناسي اختلافي زن و مرد.
12) شلسينگر، لارا؛ قدرت زن، ترجمه دنيس آژيري، چاپ اول، تهران، نشر ثالث، 1386.
13) صدوق، محمد بن علي بن بابويه؛ من لايحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1363.
14) طباطبايي، محمد حسين؛ الميزان في تفسير القرآن، چاپ 5، بيروت، موسسه اعلمي، 1983.
15) قرطبي؛ جامع الاحكام القرآن، ج 7.
16) كليني، محمد بن يعقوب؛ كافي، چاپ 4، دارالكتاب الاسلاميه، 1375.
17) گرنت، توني؛ زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، تهران، ورجاوند، 1381.
18) مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، چاپ 3، تهران، اسلاميه، 1374.
19) مصباح يزدي، محمدتقي؛ معارف قرآن.
20) مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام، چاپ 9، قم، جامعه مدرسين، 1359.
21) نهج البلاغه.
22) هاشمي ركاوندي، مجتبي؛ روانشناسي زن.
23) هام، گلي و سارا گمبل؛ فرهنگ نظريههاي فمينيستي، ترجمه فيروزه مهاجر و ديگران، تهران، توسعه، 1382.
24) ....، فمینیسم و دانشهای فمینیستی، ترجمه عباس یزدانی، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1382.
[1]
. انديشمندان نامدار بسياري همچون بقراط، ارسطو، ابن سينا، توماس اكويناس،
ولتر، غزالي، مولوي، هيوم، روسو، باخ اوفن، جمال الدين اسد آبادي، سيد
قطب، شهيد مطهري، علامه طباطبايي، آيت الله مصباح و....وجود تفاوتهاي
طبيعي ميان زن و مرد را مورد تاكيد قرار دادهاند كه بررسي دقيق نظريات
آنان، از حوصله اين سطور خارج است. البته معدودي از دانشمندان غربي، بر طبل
عدم پذيرش تفاوتها و يا غيرطبيعي بودن تفاوتها كوبيدهاند ولي آنان را
ميبايست در اقليت دانست. همچنین اكثر قريب به اتفاق انديشمندان مسلمان،
گرچه زن و مرد را در انسانيت برابر دانستهاند وليكن وجود برخي ويژگيهاي
طبيعي را در هر يك از دو صنف، ترديد ناپذير دانستهاند.
[2] . ر.ك به آثاري همچون سوزان جيمز، «فمينيسم»، فمينيسم و دانشهاي فمينيستي، ترجمه عباس يزداني، ص 85.
[3] . حميرا مشيرزاده، فمينيسم، از جنبش تا نظريه اجتماعي، ص 13-17.
[4]
. اكثر فمينيستهاي موج سوم كه آخرين موج مهم فمينيسم را تشكيل ميدهند،
قائل به تفاوت در طبيعت زنانه و مردانه هستند. براي مطالعه بيشتر رك به:
گلي هام و سارا گمبل، فرهنگ نظريههاي فمينيستي، ترجمه فيروزه مهاجر و
ديگران، ص 314. و سيمون بارون كوهن، زن چيست ؟ مرد كيست؟...ترجمه گيسو
ناصري، ص 270.
[5]
. به طور نمونه رك به: نور/31، احزاب/33، بقره/ 235، 236 و 237، طلاق/ 6 و
7، نساء/3، مائده/ 5، نحل/ 43 و نيز كافي، ج 3، ص 40، 175، 28، 147؛ وسايل
الشيعه، ج 3، ص 8، 303 و ج 12، ص 380 و ج 21، ص 416؛ من لايحضره الفقيه، ج
3، ص 470، 485 و ج 4، ص 350؛ بحارالانوار، ج 93، ص 328 و....
[6] . محمدرضا زيبايي نژاد و محمد تقي سبحاني، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص 65 و 66.
[7]
. بطور نمونه امام رضا (ع) ميفرمايند: «دليل پذيرفته نشدن شهادت زنان
درباره رؤيت هلال ضعف آنان نسبت به رؤيت است.» (ابوالقاسم خويي، معجم رجال
الحديث، ج 16، ص 151). پيش از اين در بخش تفاوتهاي رواني، به يافتههاي
علوم تجربي در خصوص تفاوت ديد زن و مرد اشاره شد. حضرت علي (ع) نيز
ميفرمايد: «امور فوق توان زن را به وي وامگذار، به اين دليل كه زن چون گلي
(لطيف) است نه شخصي كه در هر امري مباشرت كند. (محمد بن حسن حر عاملي،
وسايل الشيعه، ج 20، ص 170).
[8]
. «بگو چه كسي زينتهاي الهي را كه براي بندگان خود آفريده، حرام كرده
است؟ (اعراف 32)، همچنين در آيه 31 اعراف و در روايت مذكور در ج 5، ص 11
وسايل الشيعه و نيز سيره پيامبر اكرم كه در جامع الاحكام القران، تأليف
قرطبي، ج 7، ص 197، مورد اشاره قرار گرفته، اصل تمايل و گرايش به زينت مورد
سفارش قرار گرفته است. (ر.ك: جمعي از نويسندگان، جستاري در هستي شناسي زن،
ص 29).
[9]
. علامه طباطبايي (ره) در ذيل آيه 18 سوره زخرف (او من ينشاء في الحليه و
هو في الضحام غير مبين: آيا كسي را كه در زر و زيور پرورش مييابد و به
هنگام مجادله، بيانش غير روشن است [ فرزند خدا ميخوانيد]؟) ميل و گرايش
شديد زنان به زيور و زينت و عدم توانايي در بيان دليل و حجت بواسطه احساسات
وعواطف سرشار را از ويژگيهاي زنان ميدانند. (ر.ك به: الميزان، ج 18، ص
90). اميرالمؤمنين (ع) نيز در خطبه 153 نهج البلاغه ميفرمايند: «ان النساء
همّهن زينه الحياه الدنيا» يعني زنان به زر و زيور گرايش شديد دارند. پيش
از اين گفته شد كه يافتههاي علوم تجربي نيز بر اين مطلب صحه ميگذارند.
بطور مثال، جينالمبروزو» ميگويد: «يكي از تمايلات عميق و آرزوهاي اساسي
زن، آن است كه در چشم ديگران اثري مطلوب بخشيده و به وسيله حسن قيافه ،
زيبايي اندام، موزون بودن حركات، خوش آهنگي صدا، طرز تكلم و بالاخره با
شيوه خرام خود، مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آنها را تحريك و روحشان را
مجذوب سازد. (جينالمبروزو، روح زن، ترجمه پري حسان شه رئيس، ص 29).
[10]
. امام صادق (ع): «حيا ده جزء دارد كه نه جزء آن در زنان و يك جزء آن در
مردان نهاده شده است» (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 103، ص 114). در
روايات ديگر امام صادق (ع) فرمود: «حوا گفت: خداوندا از تو ميخواهم آنچه
به آدم ارزاني داشتي به من ارزاني كني، خداوند گفت: به تو حيا، رحمت و
انس....ارزاني كردم».
[11] . حسن ابن ابي الحسن ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 194.
[12]
. پيامبر اكرم (ص): «قيامت بر پا نميشود مگر پس از آنكه حيا از كودكان و
زنان رفته باشد» (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 6، ص 315).
[13]
. در آيات متعدد قرآن همچون: زخرف/18، نساء/34 و بقره/ 282 و نيز روايات
فراواني ميتوان به نظر وحي پيرامون طبيعي بودن خاستگاه تفاوت در عقل پي
برد.
[14]
. نظريه اول: زن و مرد از نظر برخورداري از قواي عقلاني و قدرت تعقل
مساوياند اما اين مسأله معلول اوضاع فرهنگي و اجتماعي است. نظريه دوم: زن و
مرد در بهرهمندي از قوه عقل يكسانند اما به دليل غلبه احساسات و عواطف كه
لازمه زندگي زناشويي و ايفاي نقش مادري و همسري است، جنبه تعقل زن در
مقايسه با مرد، كمتر فعال است. نظريه سوم: زن و مرد در بهرهمندي از قواي
عقلاني با يكديگر يكسان نيستند و زن از آنجا كه در طرح حكيمانه عالم تكوين
براي فعاليتهاي ويژهاي انتخاب شده است، نيازي به برخورداري از استعداد
عقلاني مساوي با مردان نداشته است. (براي مطالعه بيشتر رك به: درآمدي بر
نظام شخصيت زن در اسلام، ص 70- 73). بطلان نظريه اول قابل اثبات است وليكن
از ميان دو نظريه ديگر انتخاب ديدگاه مختار دشوار است. البته ديدگاه سوم كه
از سوي علامه طباطبايي (ره) بيان شده به نظر صحيح تر ميرسد.
[15]
. آيت الله مصباح يزدي معتقدند: اينكه قدرت تعقل در مرد بيشتر است، ناشي
از قوت خود مرد نيست. بلكه معلول ضعف دشمنان تعقل در اوست (محمد تقي مصباح
يزدي، معارف قرآن، بخش حقوق، ص 2093). لذا قدرت تعقل در هر دو جنس هست ولي
شدت و ضعف آن ميتواند ناشي از دلايل مختلف، از جمله بيشتر بودن موانع تعقل
از جمله احساسات وعواطف در زنان و بيشتر بودن اقتضاي تعقل در مردان باشد.
(ر.ك: جمعي از نويسندگان، جستاري در هستي شناسي زن، ص 128).
[16]
. امام صادق (ع): «خداوند تبارك و تعالي براي زن، صبري معادل صبر ده مرد
قرار داده است، و آن گاه كه حمل بردارد، قدرت ده مرد ديگر را نيز به وي
ميدهد». (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 103، ص 241).
امام
صادق (ع): «به زنان نيروي مباشرت (ارتباط جنسي) دوازده نفر و صبر دوازده
نفر عطا شده است. (كليني، الكافي، ج 5، ص 338). تحقيقات روانشناسان ثابت
كرده است كه زنان در مقابل غريزه جنسي بسيار مقاوم هستند، به عكس مردان كه
به سرعت و شدت در برابر مناظر تحريك آميز، دچار طغيان شهوت ميشوند و
مقاومت خويش را از دست ميدهند. (مجتبي هاشمي و ركاوندي، روانشناسي زن، ص
220).
[17] . امام صادق (ع): «زنان آفريده شدند تا براي مردان، آرامش بخش و سبب انس گردند» (محمد بن حسن حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص 350).
[18]
. امام صادق (ع): «غيرت، ويژه مردان، و از اين روست كه خداوند تمام مردان،
جز همسر را بر زن حرام گردانيد، اما براي مردان چهار همسر را تجويز كرد و
خداوند كريمتر از آن است كه به زن غيرت دهد، آنگاه به همسرانشان اجازه دهد
كه سه همسر ديگر نيز برگزينند.» (كليني، الكافي، ج 5، ص 505)
امام باقر (ع): « خداوند غيرت را براي زن قرار نداد و فقط براي مرد قرار داد» (محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 20، ص 154).
[19]
. ر.ك به: نظرات شهيد مطهري در نظام حقوق زن در اسلام، آيت الله مصباح
يزدي در معارف قرآن، آيت الله جوادي آملي در زن در آئينه جلال و جمال،
علامه طباطبايي در تفسير الميزان و....
[20] . مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 166.
[21] . همان، ص 163.
[22] . محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، حقوق زن در اسلام، ص 2087.
[23] . درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص 77و 78.
[24]
. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 10، ص 99 و ج 18، ص 107. «ناسي لي دموس»
در كتاب خود تحت عنوان «دروغهايي كه زنان باور ميكنندو حقايقي كه آنها
را آزاد ميسازد»، در صفحه 133 كتاب خود اشاره به طبيعي بودن منشاء
تفاوتها. مينويسد: «رضايت و سعادت واقعي وقتي حاصل ميشود كه هدف از خلقت
خود را كشف كنيم و آن را با آغوش باز بپذيريم. خداوند زن را به گونهاي
خلق كرده است كه ياور همسرش باشد و بتواند موجب بقاي نسل گردد.
[25] . جستاري در هستي شناسي زن، ص 241.
[26]
. «لاراشلسينگر» در كتاب «قدرت زن» مينويسد: زنان و مردان از لحاظ بنيادي
با هم متفاوتند. اين تفاوتها را ما بوجود نياوردهايم كه خودمان هم
بتوانيم آن را از بين ببريم...به جاي اينكه زنان ومردان اين تفاوتها را
تهديد و توهيني به خود تلقي نمايند و از آن گلايه داشته باشند، بهتر است به
اين بيانديشند كه همين تفاوتها موجب ميشود كه زن و مرد، مكمل يكديگر
باشند.» (قدرت زن، ص 136).
[27]
. «براي اولين بار در تاريخ بشريت، پسران و دختران به اين روش بزرگ
ميشوند كه به آنان ميآموزيم كه هر دو برابرند و از تواناييهاي برابر
برخوردارند. وقتي بزرگ شدند، ازدواج ميكنند و يك روز از خواب بلند ميشوند
و متوجه ميشوند كه مثل روز و شب با هم فرق دارند. تعجبي ندارد كه جوانان
اين قدر در روابط و ازدواجشان مشكل دارند». (آلن و باربارا پيس، چرا مردان
به حرف زنان گوش نميدهند و...، ص 383).
[28]
. يكي از تلاشهاي جدي فمينيستها در مبارزه با تفاوتهاي طبيعي، همين
مسأله بوده است. «سيمون دوبووار» كه يكي از تأثيرگذارترين افراد بر جريان
فمينيسم بوده است ميگويد:«به هيچ زني نبايد اجازه داد تا در خانه بماند و
به امر پرورش كودكانش بپردازد.... اگر به هر زني حق انتخاب در خانه ماندن و
پرورش كودكان خود و يا شاغل بودن در بيرون را بدهند، اغلب زنان ترجيح
ميدهند تا در خانه بمانند» (رابرت اچ. بورك، ليبراليسم مدرن در سراشيبي به
سوي گومورا، ص 472).
دكتر
«دروتي پاترسون» نيز معتقد است: «زنان از آزادي اصيلي كه قرنها از آن لذت
ميبردند، يعني رسيدگي به امور خانه، پرورش كودكان و پيگيري خلاقيتهاي
فردي دور افتادهاند. مغزشان شستشو داده شده تا باور كنند انجام كاري كه
دستمزد و حقوق مادي ندارد، زن را گرفتار ناكامي، ملامت و حبس در محدوده
خانه ميكند». (نانسي لي دموس، دروغهايي كه زنان باور ميكنند و حقايقي كه
آنها را آزاد ميسازد، ص 72).
[29]
. خانم توني گرنت در صفحه 16 كتاب خود، «زن بودن» مينويسد: زن امروزي
مردي بدلي است، با مردان حقيقي در جنگ است و به همين علت آشفته و نا آرام
است.» وي در صفحات 24 و 79 كتاب خود اضافه ميكند: «زنان در حسرت چيزي
ميسوزند كه نميدانند دقيقاً چيست»؛ «مرد بودن وقتي كه شخص در واقع يك زن
است، كار خسته كنندهاي است».
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ ساعت توسط حميد موسوي زاده
|