1- جایگاه سیاست در جامعه شناسی سیاسی:

اساسا بازی سیاست یک بازی دوطرفه است . در یک جامعه سیاسی تنها گروهای {یکنواخت و همفکر} وجود ندارد.بلکه گروهای مخالف هم عرض اندام میکنند. لذا در عرصه سیاست،موضوع برد وباخت یک امر عادی است. بنا براین گروهای درون جامعه، گاهی مواقع در راس قراردارند. و پاره ای اوقات در حاشیه. که به عنوان نقادقدرت حاکم عمل میکنند.

2- تعریف جامعه شناسی سیاسی:

 کوششی فکری به منظور تفسیر پدیده ها و ساخت های سیاسی توسط عوامل سیاسی. در قرن 19 عنوان شد ،علمی قابل قبول است که بتوان آنرا به صورت لابراتوری اثبات کرد.لذادر علوم مختلف به این رویه عمل شد.

3- موضوع جامعه شناسی  سیاسی :

 به بررسی رابطه متقابل، گروهای اجتماعی با دولت می پردازد. که این رابطه به چهار گونه است.

1)-سرکوب: در این حالت دولت گروهای سیاسی را محدودو سرگوب میکند.

2)- تفاهم : در این گونه دولت با گروهای سیاسی به تفاهم میرسد.

3)- یکی بودن : در این نوع از رابطه گروهای سیاسی و دولت یکی می باشند.

4)- تضاد: در این نو ع دولت درتضاد با گروهای سیاسی است. مانند تضادبنی صدر با جزب جمهوری اسلامی

4- گروه سیاسی :

یعنی اینکه گروهی، قدرت سیاسی را در دست داشته، و قادر به تولید موج باشد. گاهی گروه با دولت یکی شده و قدرت را به دست می گیرند .وگاهی به صورت نیروی اپوزیسیون عمل می کند.

5- پیشینه تاریخی جامعه شناسی سیاسی :

جامعه شناسی سیاسی ،به عنوان شاخه ای از دانش های امروزی، ریشه در تحولات فکری قرن 19 دارد. که دارآن زمان کاربرد علوم طبیعی ، در علوم اجتماعی در قالب مکاتب اصالت اثبات (پوزیتیسم)تحول اساسی در علوم اجتماعی بوجود آورد.

 اساس هر مطلب سیاسی از نظرتاریخی به فلسفه سیاسی برمیگردد.از این لحاظا درقرن19 عصررنسانس{نوزایی} در ابتدا به نقاشی روی آوردند.وسپس علم معماری را ترویج دادند.ودر همین راستا هر علمی را که نیاز داشتند تولیدکردند.مثلا در روابط اجتماعی علم جامعه شناسی را تولید.و سپس علم روانشناسی ایجادگردید.از نظر غربیها {اگوست کنت} پایه گذار علم جامعه شناسی است. از نظر متفکران اسلامی افلاطون ،ارسطو، فارابی و ابن خلدون را محق می دانند.

 

 

6- جامعه شناسی کلان :در جامعه شناسی کلان دردوره ثبات به بررسی نقش نیروهای اجتماعی در سطح کلان {تفسیر و تکوین } پرداخته میشود.

7- جامعه شناسی خرد: به بررسی نقش نیروها دردوران ثبات درسطح خرد مانند{اتحادیه ها ،انجمن ها و احزاب سیاسی} پرداخته میشود.

 

8- خواستگاه تاریخی پیدایش جامعه شناسی :

این خواستگاه معلول دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی میباشد.کدر طی قرن نوزدهم میلادی ،از سوی اندیشمندان سیاسی دو مفهوم {جامعه و دولت} مطرح گردید.که سرشت نظام سیاسی پیش از پیدایش {لیبرالیسم و سرمایه داری }پشتوانه مادی ترکیب این دو مفهوم {جامعه ودولت} بود.

9- هدف جامعه شناسی سیاسی:

 جامعه شناسی سیاسی به بررسی محیط اجتماعی سیاست میپردازد. ویا به بررسی تاثیرات روابط {تولیدی، اقتصادی ،لایه بندی های اجتماعی و فرهنگ}در ساخت ورفتار سیاسی میپردازد. در حقیثت در جامعه شناسی سیاسی ،زندگی سیاسی توسط متغییرهای سیاسی توضیح داده میشود.

 

10- تفاوت میان جامعه شناسی و سیاست:

جامعه شناسی بیشتر نگرشی است از پائین به بالایعنی بررسی تاثیرلات جامعه بر سیاست.و از مردم سخن به میان میاید. اما سیاست نگرشی است از بالا به پائین.به این معنا که به بررسی ساخت قدرت ، فرآیند سیاست ،تصمیم گیریها و تاثیرات آن برروابط اجتماعی وگروهای اجتماعی میپردازد.

11- ضرورت بحث جامعه شناسی:

 شناخت ،تبیین و تفسیر مواضع سیاسی گروهای اجتماعی در عرصه های ،{سیاست. فرهنگ.اقتصاد} در یک رابطه متقابل با ساخت قدرت (دولت).

12- ابعاد جامعه را برشمارید و برای هریک نمونه های عینی ذکرکنید:

در یک دسته بندی کلی ابعاد جامعه عبارتند از { 1- سیاست    2- فرهنگ   3- اقتصاد }

بعد سیاست: به مجموعه اصول، قواعدورفتارهای گفته میشود.که درارتباطات{ملی، منطقه ای وجهانی}مورد توجه قرارمی گیرند.

بعد فرهنگ: عبارت است از مجموعه رویکردهای {علمی . آموزسی. تطبیقی و پژوهشی}که در ساختار نظام علمی جامعه لحاظ میشوند.

بعد اقتصاد: عبارت است ازاصول وقواعد حاکم،دررفتارهای تجاری و مبادلات مالی درسطوح داخلی وخارجی.

 

 

 

13- کیفیت تحلیل در جامعه شناسی سیاسی ،همراه ذکر نمونه عینی:

در جامعه شناسی سیاسی تحلیل موضوعات ،بر اساس تحلیل تئوریک،اکادمیک و نظری ،اطلاعات و داده ها ، که قابل انطباق بررویکردهای خارجی است. میباشد بنا بر این با تحلیل نظری وبنیادین میتوانرخدادهای اجتماعی را به نقد وبررسی کشاند. نمونه عینی{با تحلیل چگونگی اخذ رای در نظامهای دموکراتیک دنیا و تفاوت آن با نظام اسلامی ، میتوان به تفاوت دو روش رای گیری در انتخابات رسید.

 

14- پایه ها یا چهره های دولت نام برده، وشرح دهید :

دولت چهار چهره یا پایه دارد 1)- اجبار    2)- عمومی     3)- ایدئولوژیک    4)- خصوصی

چهره یا پایه اجباردولت: بر اساس سرکوب واجبار مانند دوره محمد رضا پهلوی.

چهره یا پایه عمومی دولت: تامین رفاءعمومی. دفاع در برابر حملات دشمن. حل منازعات داخلی.

چهره یا پایه ایدئولوژیک دولت: به منظور مشروع نشان دادن دولت.

چهره یا پایه خصوصی دولت: رابطه وتعامل دولت باگروها سیاسی از نظر میزان ،مقدار وسطح.

15- علت رشد جامعه شناسی سیاسی چیست. ومبداء آن از چه دوره ای میباشد:

.علت رشد جامعه شناسی، گسترش علم اثباتی یا {پوزیتیسم} در علوم اجتماعی بود. ومبداء علم جامعه شناسی را باید در آثار {سن سیمون و اگوست کنت} جستجو کرد.به نظر کنت هدف جامعه شناسی کشف قوانین تغییر ناپذیر انسان ،در طول تاریخ است.

16- چه مباجثی در مکتب اصالت رفتار مورد توجه قرار میگیرند:

در مکتب اصالت رفتار،ابعاد مشهودوآشکار{ فـــــزاینده ها و رفتار سیاسی} مورد مطالعه قرار میگیرد.ودر نتیجه مقولاتی مانند {محیط ذهنی،ارزشی و معنوی} پدیدهای عینی نادیده گرفته میشود.

 

17- ادامه دهندگان مکتب اثبات {پوزیتیسم} به چه شکلی گرایش پیدا کردند:

معتقدان مکتب اصالت اثبات ،در علم سیاست و جامعه شناسی در غـــــرب به شگل گرایش به {فونکسیونالیزم}در نظریات {پارسونز } وپیروان او ظاهر شدند.

18- دیدگاه کارل مارکس در مورد جامعه شناسی :

بر اساس برخی از تفسیرها جامعه شناسی سیاسی ،اصولا محصول اندیشه {کارل مارکس} میباشد.هرچند که هیچ وقت واژه جامعه شناسی را به کار نبرد.ونسبت به {اگوست کنت } نگاه تحقیر آمیزی داشت.اندیشه مارکس در جامعه شناسی سیاسی در مقابل الگوی جامعه شناسی {پوزیتیسمی} کنت ارائه گردید.وی معتقد بود، جامعه شناسی آگوست کنت دارای خصلتی ایستا وثابت است.لذا منازعات اجتماعی را نادیده میگیرد.ودر نهایت در جامعه شناسی چهار چوب دیگری عرضه کرد.

 

 

19- نقش مکتب علوم فرهنگی آلمان در جامعه شناسی:

این مکتب نیز مانند {مارکسیسم} به نحوی تداوم {ایدئالیسم } فلسفه آلمان بود.با غیر متافیزیکی کردن، مفاهیم{ ایدئالیست} بنیاد دیگری برای جامعه شناسی و جامعه شناسی سیاسی ،بوجود آورد که در معرفت شناسی و روش شناسی مورد استفاده قرار میگیرد.

20- نظریه های عمده جامعه شناسی:

اصولا ،نظریه های عمده جامعه شناسی مبتنی بر چند تمثیل قراردارند.

الف)- تمثیل زیر بناوروبنادر جامعه شناسی سیاسی مارکسیم .

ب)- تمثیل گردش خون در{الیتیسم }.

پ)- تمثیل ارگانیکی و مکانیکی در نظریات اصالت کارکردی .

21- فـــــــرآیند سیاسی:

به رابطه متقابل بین دولت و گروهای سیاسی {فرآیند سیاسی} می گویند.که واژه فرآیندرا میتوان هم راستای ،نــــفوذ ، قـــدرت، آمـــریت ، نقش و.... قرار داد.

22- تعریف قدرت:

. قدرت عبارت است از توانایی یک فرد، یا گروهی از افراد، برای تغییر شیوه عمل افراد، یا گروهای دیگردر جهت دلخواه آن فرد یا گروه. اصولا قدرت به دو گونه است قدرت دولتی . قدرت اجتماعی

23- تعریف جان لاک از قدرت:

قدرت سیاسی  عبارت ازحق وضع قوانین، به همراه تعیین مجازات مرگ ،و کلیه مجازت های کوچکتر، به منظور تنظیم و حفظ مالکیت.

24- تعریف نـــــــفوذ:

نفوذ، عبارت است. ازرابطه ای میان بازیگران که درآن یک بازیگر، بازیگردیگر را به انجام عملی ترغیب کند.که درصورت عدم انجام،نفوذی انجام نمی شود.درجامعه شناسی سیاسی مهمترین نمود قدرت نفوذ است.

25- تعریف گــــروه:

گروهای سیاسی به دودسته میباشند. الف)- گروهای سیاسی استراتژیک ب)- گروهای سیاسی غیر استراتژیک

گروهای سیاسی استراتژیک میتوانند. در فرایند سیاسی و اجتماعی تاثیر گذار باشند. و منشاء دگرگونی شوند. اما گروه دوم چندان تاثیر ی ندارند.

26- شکافهای اجتماعی:

وظیفه جامعه شناسی عبارت است. از کشف ،توصیف، طبقه بندی ،تحلیل ساختار،تحلیل پویایی . نیروهای اجتماعی وسیاسی ونقش آنها. لذا درمیابیم که قدرت تنها بعد سیاسی ندارد. و شامل لایه های دیگری همچون {اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی }میگردد. که با شناخت این لایه ها میتوان به وجود شکا فهای در جامعه پی ببرد. ودر نهایت عوامل ایجاد شکاف را شناسایی کنیم.

 

27- شکاف ها از نظر موضوع به چهار دسته تقسیم میشوند:

1)- شکافهای اجتماعی: مانند شکافهای قومی.                 2)- شکافهای تاریخی: مانند شکاف دین وسیاست.

3)- شکاف مقطعی : مانند شکاف ایران وعراق.              4)- شکاف عقیدتی : مثل شکاف شیعه وسنی.

28- ماهیت شکاف :

1)- شکاف های متراکم : یعنی شکاف هایی که یکدیگر را تقویت میکنند. در این شکافها گروهای سیاسی نقاط مشترک دارند.

2)- شکاف های متقاطع: یعنی شکافهای که با یکدیگردر تضاد هستند.دراین نوع از شکاف جامعه از حالت تک قطبی خارج شده و چند قطبی میشود.

3)- شکاف های متوازی: این نوع از شکاف ها،  با یکدیگر متعارض نبوده . ویکدیگر را هم تقویت نمی کنند.

29- تقسیم بندی جامعه از نظرشکاف :

1)- جامعه تک شکافی: شکافی که میان دولت و جامعه وجود دارد.{تنها یک شکاف است که وجود دارد}که یا باعث همگرایی میشود. ویا تضاد. مانند مکتب پروتستان در انگلستان ،که ایجاد موج نمی کند.

2)- جامعه دو شکافی متوازی: وجوددو جریان همسو در جامعه، که قادر به تولید موج و منازعه نیستند. مانند. هلند که احزاب غیر مذهبی کاتولیک و پروتستان به صورت متوازی وجود دارند .

3)- جامعه تک شکافی متراکم : در این مورد شکافهای دیگر ،این شکاف را تقویت می کنند. به عنوان مثال آنگاه که شکاف دین و دولت با شکاف طبقاتی جمع میشود.

30- تعریف نیروی اجتماعی:

نیروهای اجتماعی مرکب از افرادی هستند .که دارای نقاط مشترکی در زمینه های (اقتصادی ،ارزشی،فرهنگی، وصنفی) مشخصی میباشند.و علاقمند به شرکت در حیات سیاسی ،اعم از قبض قدرت، اداره جامعه، شرکت در نهادهای سیاسی ،مشارکت در تصمیم گیریها و سیاست گذاری ها میباشند. نیروهای اجتماعی به دو دسته خــــــــرد و کـــــلان تقسیم میشوند.

31- کارکرد نیروهای اجتماعی:

1)- کارکرددرزمینه تشکیل یک طبقه یا گروه اجتماعی را بوجود می آورند.

2)- یا بر قدرت سیاسی تاثیر می گذارند.ویا قدرت رادردست دارند.

32- عوامل اصـــلی ترکیب نیروها:

1)- میزان سازمان یافتگی نیروها (یعنی اینکه نیروهای اجتماعی باید در قالب یک سازمان هماهنگ کار کنند.نه به صورت فردی و یکجانبه) لذا در صورت ،کناررفتن فردکلیت سازمان پا برجا می ماند.

2)- شیوه اعمال قدرت سیاسی زمانی که قدرت را در دست دارند.

3)- توزیع قدرت: یعنی نیروهای اجتماعی، چگونه از قدرت هیات حاکمه استفاده میکنند.وزمانی که خود قدرت را دردست دارند از قدرت چگونه در سطوح مختلف استفاده می کنند.

 

33- ویژگیهای نیروهای اجتماعی:

1)- نیروهای اجتماعی سیاسی 2)- نیروهای اجتماعی اقتصادی 3)- نیروهای اجتماعی حقوقی 4)-نیروهای اجتماعی فرهنگی

34- روحانیت ،دین ومذهب:

وجود روحانیون در هر جامعه ای موجب پیشبرد امور مذهبی میشود. بدون وجود روحانیون مذهبی کردن سیاست امکان ندارد.که این یکی از نکات انحرافی سیاست مدران غـــربی است. که دین را به حاشیه برانند.

35- در خصوص به حاشیه راندن دین چند عقیده وجود دارد:  دو عقیده .

1)- مذهبی شدن سیاست بدون حضور روحانیت .(این امر محال است)

2)- روحانیون به عنوان جزئی از طبقه حاکم قرار گیرند. لذا دولت وروحانیون باید باهم به تعامل برسند.

36- عوامل دخالت روحانیت در سیاست:

1)- مذهب سیاسی (حضور پررنگ روحانیون در سیاست)       2)- قدرت زیاد روحانیون در سیاست.

3)- امکان تفسیر دین در شراط اجتماعی .          

37-  روحانیون وجامعه:

 1)- کارکرد سیاسی روحانیون (احکام دینی و سیاسی را بدون روحانیون نمی توان به مرحله اجرا دآورد. 2)- کارکرد قدرت اجتماعی ( در صورت بی احترامی به روحانیت با قدرت روحانیت روبرو خواهد شد.. 3)- اجتماعی را دینی کردن.

38- مذهب وسیاست در ایران :

در ایران سلاطین صفویه به دین بسیار خدمت کردند. روحانیون شیعه از عصرصفویه نفوذ و گشترش پیدا کردند. دولت در هر قشری اجتماعی نفوذ کرده . اما در حوزه روحانیون نمی توانند دخالت داشته باشند.

39- قدرت اجتماعی روحانیون ،:

روحانیون متناسب با افراد ،اقشار و نیازهای مختلف جامعه قدرت وتوانایی ایجاد رابطه با این گروها را دارند.

40- تعریف روشنفکر:

روشنفکر به کسی میگویندکه کار فکری میکند.  روشنفکر خالق ایده ها ونظریات جدید است.در مجموع روشنفکرضمن  نقاد بودن .با جریانات موجو ددر جامعه همراه نباشد. از این منظر در ادبیات سیاسی به روشنفکر چپ گرا گفته میشود. وهمچنین روشنفکر به فکر آبادانی و پیشرفت جامعه خویش است.

 41- تقسیم بندی روشنفکر:

1)- روشنفکر ارزش مدار،زیبائی خواه و خالق حقیقت و خالق ارزشهای غائی.

2)-  روشنفکر، کسانی هستند .که مبلغ یک اندیشه و نقد کننده سایر ارزشها میباشند.

3)- روشنفکر. کسانی هستند که برای پیشرفت وآبادانی کشور تلاش می کنند.

 

 

 

42- ویژگیهای روشنفکر :

1)- دوشنفکر خلق کننده اندیشه های جدید است. مانند اندیشه بست وقبض دکتر سروش

       2)- فراتر از سنت های موجود عمل می کند. مانند عملکرد شیرین عبادی در مسئله حجاب.

 3)- روشنفکر به نقد وضعیت موجود میپردازد.

4)- روشنفکر کار فکری مستمر انجام میدهد.

 

43- پیشینه تاریخی روشنفکری:

بعد از انقلاب صنعتی و عصر رونسانس بر اساس محور عقگرایی بوجود آمدند.

44- نقش روشنفکران در سیاست:

1)- نقد سیاست دولت را بر عهده دارند. در انقلابات این وظیفه را بخوبی انجام می دهند.

2)- در زندگی سیاسی مشارکت دارند. نقد نظام سیاسی را جز وظایف خود می دانند.

3)- کناره گیری از سیاست: بر اثر عواملی به جبر یا اختیار از سیاست کنار میروند.

45- عوامل کناره گیری از سیاست:

1)- ترس وافسردگی    2)- فقدان انگیزه    3)- ازدست دادن امکانات لازم  4)- از دست دادن فرصت عمل

46-= سطوح دخالت ارتش در سیاست:

1)- در سدد نفوذ درقدرت وسیاست است .  {نفوذ}

2)- دولت را تحدیدکرده تا خواسته های آنها را برآورده نمایند. {تحدید}

3)- دخالت در حکومت از طریق اعمال خشونت آمیز.   {دخالت}

4)- حکومت را به تصرف خود درآورند.     {تصرف}

46- میلیتاریسم در مفهوم ولغت به چه معنا است:

در مقابل کلمه ارتش واژه میلیتاریسم وجود دارد و منظور این است. که گرایش غالب، نظامی و نظامی گری است.

48- پیشینه تاریخی ارتش را در ایران را بیان نمائید:

در سال 1300 بعد از انقلاب مشروطه توسط رضا شاه دو نیروی { بریکارد قزاق و بریکارد مرکزی}با یکدیگر ترکیب شدندکه ارتش بوجود آمد.عنوان ارتش اولین بار از انگلستان به ایران وارد شد.ساختار ارتش در زمان شاه شامل 6 لشکر میگردید. که یک سوم بودجه به ارتش اختصاص داشت. و تا سال 1356 ارتش ابزار دست قدرت سیاسی ایران بود از سال 1356 ارتش احساس بی انگیزه گی کرد و در تعامل با مردو قرار گرفت. بعد از انقلاب اسلامی کار کرد ارتش به سپاه منتقل گردید.