فومن گیلان
پیشینه تاریخی
براساس منابع محلی ، گیلان در سالهای
نفوذ اسلام و قدرت یافتن حكمرانان محلی به دو بخش « بیه پیش » یا بخش شرقی
گیلان و « بیه پس» یا بخش غربی گیلان تقسیم شد . مرز مشخص میان آن دو
رودخانه سفید رود بوده است . بدین ترتیب ، فومن در این دوران ، بعنوان مركز
بخش بیه پس یا بخش غربی گیلان، دربرابر لاهیجان ، كه مركز بیه پیش یا بخش
شرقی گیلان بود، شناخته می شد . بنابراین باید گفت : سالها حوزه فرمانروایی
امیران فومنی ، از كنار رودخانه سفید رود تا سرزمین های مجاور بخش های
خلخال و تارم بوده است .
فومن تا عهد صفویه پایتخت « بیه پس » و مقر فرمانروایی شهریاران اسحاقی بوده است . پس از درگذشت شاه عباس صفوی مبداءقیام عادلشاه شد و در سالهای جنگ اول بین الملل 14-1918 و پس از آن یعنی از سال 33-1340 ه . ق مركز قیام جنگلیان شد اما از سال 1340 قمری از آرامش برخوردار شده است
دكتر ستوده در كتاب از آستارا تا استار آباد می نویسد :
«
فومن مركز بخشی به همین نام و پس از آن تا 980 قمری مركز تمام ناحیه بیه
پس گیلان بوده است . در این سال است كه جمشید سلطان مركز حكومت خود را به
رشت انتقال داده است ، قصر حاجی جمال هنوز در فومن برقرار است این شخص در
سال 1159 قمری جان التن(Elton ) را كشت . این قصر محل اقامت بازماندگان او
بوده است . حاجی محمد خان نیز در همین قصر زندگی می كرد . در وایل سلطنت
ناصر الدین شاه خود او و اطرافیانش را به رشت منتقل كردند . از آن وقت فومن
اهمیت خود را از كف داد و به نام ” قصبه ” خوانده شد و یكی از دهكده های
مهم این بخش به حساب آمد . »
عموماً فرمانروایی امیران این سامان ، به
خانواده « آل اسحاق » نسبت داده می شود كه خود را از اخلاف خاندان های
باستانی ایران می شناختند و در یك فهرست طولانی سلسله نسبت خود را به
اشكانیان می رساندند.
مسلم است كه فومن یكی از نقاط تاریخی و قدیمی
گیلان بوده و بطوریكه در كتاب سالك الابصارفی ممالك الامصار ، چنین نوشته
اند ، در میان همه حكام قسمتهای مختلف گیل ، حاكم فومن بایــد
اصیل و
مؤمن باشد ، سلطان فومن دارای 1000 سرباز است و قسمت اعظم درآمد وی از راه
تجارت تأمین میشود ، ابریشم به فراوانی بدست می آید و بین حكام فومن و
لاهیجان درستی و اتحاد برقرار است و این امر باعث شده كه بازرگانان به
فعالیت بپردازند . بر روی سكه هایی كه در زمان فتح علیشاه ضرب شده از فومن
به نام فومن المبارك یاد كرده اند و در تاریخ قدیمی ، فومن را دارالاماره
نامیده اند
فومن را در آثار تاریخی گیلان ، بعنوان « دارالملك تخت ،
تختگاه » هم یاد كرده اند . طولانی ترین دوران تختگاهی و مركزیت فومن از
اواخر دوران ساسانی آغاز شد كه گیلانشاه و پس از او پسرش ، گیل گیلانشاه
گابره ، فرمانروای گیلان بودند بنابراین فومن شهری است كه حداقل از قرن
چهاردهم میلادی به بعد مهمترین شهر گیلان و مدتهای زیادی در مقابل لاهیجان
كه پایتخت بیه پیش بود ، پایتخت بیه پس محسوب می شد . فقط در پایان قرن
شانزدهم میلادی جای خود را به رشت داد و در حقیقت افول آن از قرن نوزدهم
میلادی یعنی از زمانی كه خانواده حاجی محمد خان برای سكونت به رشت نقل مكان
كردند ، شروع شد . ولی در مناظر شهری فعلی اثری از این گذشته پر افتخار
باقی نمانده است به جز شاید در حالت فشرده و متراكم بازار آن . این بازار
مجموعه ای از ساختمانهای آجری با بامهای پوشیده از سفال است كه قدیمی ترین
آنها در اوایل قرن بیستم میلادی و طبق یك نقشه چهار خانه ی شطرنجی ساخته
شده اند . فرمانداری در قصر حكام سابق بین مسجد جامع و بازار قرار داشت .
یك میدان باشكوه در زمان رضا شاه پهلوی در جلو و انتهای خیابان مستقیمی كه
به رشت منتهی می شود ، درست شده است رابینو می نویسد :
« این شهر سه
شنبه بازاری دارد كه بنای دكانهای آن آجری است و بام آنها سفالپوش می باشد و
در حدود شش سال است (حدود 1900 میلادی ) كه سردار همایون شصت باب دكان در
آن بنا كرده است . »
برخی از آثار تاریخی شهر فومن را می توان به مدرسه و
مسجد قدیم (مسجد جامع) ، مناره ای كه تاریخ بنایش به زمان سلجوقیان می رسد
، بقعه پیر جلودار ، قلعه كل ، و ... اشاره نمود . البته قلعه رودخان در
آثار تاریخی این شهر جای ویژه ای دارد چرا كه این محدوده مدتها تخت سلطنت و
مركز حكمرانی حكام گیلان بیه پس بوده است
- وجه تسمیه
فومن
را در فارسی به ضم اول fuman و در گیلكی به فتح اول foman می خوانند . در
برخی از یادداشتهای مربوط به ترجمه احوال نامداران گیلان از جمله شیخ علی
فومنی ، این نام با «پ» مفتوح آغاز می شود : پومن به فتح اول poman كه
تركیبی است از دو واژه «پو po » و «من man ».
اگر نام فومن را تركیبی از
دو واژه « پو ، من یا فو ، من » بدانیم ، نامی خواهد بود مركب از« پوش»به
معنی پناه دادن یا پناه در اوستا و « من » به معنی اندیشیدن ، شناختن ، به
یـــاد آوردن و دریاقتـن است . و معنی كلمه مركب از فومن به معنی (پناه منش
، پناه اندیشه ، پناه شناخت ) یا (پناه بخش اندیشه ـ دریافت ـ پندار ) و
یا جایی كه مأمنی برای اندیشیدن ، دریافتن و پنداشتن و عرضه داشتن است .
البته در گاتهای اوستا «پئو» یا «فو» به معنی فوا ، پیش ، در آغاز و نخست نیز آمده است .
- قومیت ـ زبان ـ مذهب ـ آداب و رسوم
قومیت مردم فومن ـ همچون قومیت اهالی جلگه ای شهرستان ـ گیلك است و با زبان گیلكی لهجه غرب گیلان (بیه پس) و گویش فومنی سخن می گویند . البته در این شهر نیز مانند سایر شهر ها ، برخی به زبان فارسی (بویژه در مدارس و ادارات ) و همچنین تالشی و تركی (اغلب مهاجران وارد شده به شهر ) سخن می رانند ولی زبان محاوره ای رایج بین عموم مردم همان گیلكی با گویش فومنی است .
دین مردم شهر فومن اسلام و مذهب شایع در آن شیعه جعفری اثنا عشری است . (بر اساس آمار سال 1375 حدود 99 درصد مردم شهر فومن مسلمانند ).
در فومن به علت قدمت شهر و منطقه ، امام زاده و مزار پیر و صحابه رسول هاشمی (ص) بسیار است كه زیارتگاه مردم منطقه و حتی خارج از شهرستان می باشد . علاوه بر آن در تكیه و اكثر مساجد و بقاع متبركه شهر خصوصاً در اعیاد و ماههای محرم و صفر محل زیارت مردم مسلمان و با ایمان فومن بوده و مراسم سوگواری امام حسین (ع) با شكوه و جلال خاصی كه مختص استان گیلان است برگزار شده و دسته های عزاداری به هر سو روان می شوند . (شب عربان ـ شب سوم عاشورای حسینی ـ در منطقه شهره عام است )
در اعیاد ملی ـ مذهبی هم بویژه در سالروز میلاد صاحب الزمان (عج) مردم شهر فومن با چراغانی و گلكاری و تزئینات خیابان هـا ، میادین و پیاده روها و كـوچه هـا و پخش شیرینی و نقل به شــادی و سرور می پردازند و اكثر مراسم های عقد و عروسی نیز منطبق بر چنین اعیادی است . شهر فومن مانند سایر نقاط و شهرهای استان گیلان ، مراسم خواستگاری با ارسال پیام و با اعزام دوستان مشترك و یا آشنایان مورد قبول دو خانواده عروس و داماد و اطمینان از قبول پیوند از سوی خانواده عروس ، اقدام به خواستگاری رسمی شروع شده و در مراسم خواستگاری معمولاً بزرگان دو خانواده حضور یافته و شرایط تعیین و موافقت رسمی عقد اخذ و صورت برداری مهریه و شیر بها و لوازم و تاریخ عقد و عروسی معین می شود .
مراسم عزاری وفات یافته گان همچون سایر نقاط با مراسم دفن میت و سوم ، هفتم ، چهلم و سال ، همراه با هزینه های شام و نهار برگزار گردیده و معمولاً مراسم سوم و هفتم و سال در مساجد و تكایا برگزار می شود .